قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5120
تاريخ الفي ( فارسى )
ديار بكر و آذربايجان و عراق عرب و بعضى از عراق عجم را در تصرف داشت . و احوال مملكت مصر در اين سال اين است كه در مصر طاعون بود و ملك مؤيد ، پسر خود ابراهيم را با لشكرى به قيساريهء روم فرستاد و آن ولايت را مسخر نمود و محمد بيگ [ ابن ] قرامان اغلان را حاكم آن ديار كرده معاودت نمود و قلعهء نكده را نيز گرفته به ابن قرابان داد و به مصر آمده پدر را ملازمت نمود . و در اين سال خضر خان ، حاكم دهلى جمعى از غلامان سلطان محمود را كه در مقام غدر شده بودند در كنار آب گنگ به قتل آورده به دهلى مراجعت نمود . و شخصى از كوه نواحى جالندر خود را سارنگ نام كرده مردم بر او جمع شدند و سلطان شه [ لودى ] ، حاكم سهرند و با او جنگ كرده ، سارنگ دروغى شكست يافت . و در اين سال هوشنگ ، حاكم مالوه ، پسر اعظم همايون را كه شانزده ساله بود تربيت كرده در امور ملك و مال دخل داد و او را محمود خان خطاب كرد . و سلطان احمد ، حاكم گجرات در اين سال حصار سونكره را عمارت كرد و باز به طرف باندو روان شد و ولايت كانتور را تاراج كرده گذشت . و ايلچيان سلطان هوشنگ آمده طلب صلح كردند و سلطان احمد مراجعت كرده تمام نواحى را لشكريان او غارت كرده بازگشتند .